اقسام مغالطه
نویسنده : - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/٧
 

اقسام مغالطه

1- مغالطه اشتراک لفظ:

استفاده از کلماتی که دارای دو یا چند معنا هستند،بدون وجود قرینه ای دال بر معنای مورد نظر.

مثال:

خانه ارزان کم یاب است. 

هر چیز کم یاب گران است.

پس خانه ارزان گران است.                                  

 2-مغالطه ابهام ساختاری:

جمله ای که می تواند به دو یا چند بیان فهمیده شود.  مثال:

کار نیکان را قیاس از خود مگیر          گرچه باشد در نوشتن شیر  شیر

آن یکی شیر است اندر بادیه            آن دگر شیر است اندربادیه

آن یکی شیراست کآدم می خورد     وآن دگر شیر است کآدم می خورد

3-مغالطه ترکیب مفصل:

ترکیب دو جمله که به صورت مجزا صادق اند،اما اگر در یک جمله مرکب بیایند،جمله حاصل نادرست می شود.

مثال :اگر فردی هم نویسنده باشد، هم ورزشکار و در نویسندگی بدون مهارت و در ورزش ماهر ،در مورد این فرد می توان گفت: او نویسنده است؛ او ماهر است؛ به طور جداگانه حرف ما درست می باشد.ولی دو حکم در یک جمله بیاید که او نویسنده و ماهر است، مغالطه آمیز خواهد بود حتی اگر بگوییم او نویسنده و ورزشکار ماهری است باز مغالطه است.

4- مغالطه واژه های مبهم :

استفاده از کلمات مبهمی که قابلیت تفصیلهای متعددی دارند.

مثلا کسی ادعا می کند که پول کمی دارد، بعد از تحقیق معلوم می شود که بیست میلیون دارد و در برابر اعتراض دیگران بگوید که بیست میلیون تومان که پولی نیست، نمی توان یک خانه مناسب خرید. از آن طرف کس دیگر بگوید که پول زیادی دارد و معلوم شود که بیست تومان داشته . بعد بگوید با بیست تومان می توان صد بار تلفن زد، مگر کم پولی است.علت این مغالطه نا معین بودن الفاظ کم ، زیاد، دور ، نزدیک و...   می باشد.

5-مغالطه گزاره های بدون سور:

عدم ذکر سور گزاره و تلقی آن به عنوان گزاره کلی .

 مثال :مردم این زمانه بی وفا هستند،که صریحا از همه استفاده نمی کند؛ چرا که در آن صورت خطا بودن سخن اش آشکار می شود.  استعمال شایع و متداول این مغالطه وقتی است که کسی بخواهد کل یک گروه را به دلیل خطای برخی اعضای آن محکوم کند .

6-مغالطه سورهای کلی نما:

استفاده از سورهایی شبیه سورهای کلی .

مثال:  بیشتر گداهایی که در شهرهای بزرگ به تکدی می پردازند از ثروت کلانی برخوردارند. برای رفع مغالطه از تغییر کلی یا قانون آماری استفاده می شود.

 

7-مغالطه تعریف دوری:

شناساندن لفظ یا شیء مبهم «الف» با «ب» در حالی که برای شناخت «ب» محتاج شناخت «الف» باشیم.

مثلا عارفی مدعی را پرسیدند جوانمردی چیست؟گفت:ترک کامجویی؛ گفتند:کامجویی کدام است ؟پاسخ داد:ترک جوانمردی .

8-مغالطه کنه و وجه:

معرفی یک صفت یا یک جنبه خاص پدیده ای به عنوان ذات و اساس آن.

مثال:هرچه از دنیا میل کنی به نفعت خواهد بود؛چرا که دنیا چیزی نیست جز هوا و هوس و تعلقات کاذب به ظواهر فریبنده .

9-مغالطه علت جعلی :

معرفی امری که یا علت نیست یا بخش کوچکی از علت است به عنوان علت اصلی.

مثال: شاگردی به معلم می گوید خانم اجازه علت این که در این امتحان  نمره کمی گرفتم این است که در شب امتحان ما مهمان زیادی داشتیم و نتوانستیم برای امتحان درس بخوانیم.

10- مغالطه بزرگ نمایی:

جلوه دادن جنبه یا جنبه های خاصی از یک واقعیت به صورت بزرگتر و مهمتر از آنچه هست. مثلا 97% از دانش آموزان سال آخر این آموزشگاه سال گذشته در دانشگاههای دولتی ،آزادو پیام نور پذیرفته شده اند.(درصد پذیرفته شدگان در دانشگاههای مختلف مهم است ،اما گوینده با بیان مجموع97% پذیرفته شدن و با مقدم ذکر کردن دانشگاههای دولتی ،سعی در بزرگنمایی موفقیت آموزشگاه مذکور دارد،حال آن که ممکن است تنها 10%از دانش آموزان آن آموزشگاه توانسته باشند در دانشگاههای دولتی پذیرفته شده باشند.

1۱- مغالطه نقل وقول ناقص:

نقل گزینشی بخشی از سخنان دیگران به قصد فریب دادن مخاطبان 

مثال :پاپ وقتی وارد فرودگاه لندن شد،در جواب خبرنگار که از او پدسید،آیا قصد دارد در لندن به کلوپ های شبانه و میکده ها برود؟وی با تعجب پرسید:آیا در لندن کلوپ شبانه و میکده وجود دارد؟صبح فردا تیتر روزنامه ها چنین بود:اولین سؤال پاپ هنگام ورود به لندن این بود که:آیا در لندن کلوپ شبانه و میکده وجود دارد؟

۱۲- مغالطه تاکید لفظی:

تکیه بر برخی الفاظ یک گزاره و استنباط معانی خاص که مورد نظر گوینده آن نبوده.

مثلا مادر گفته که به سوی پنجره ها سنگ پرتاب نکنیم.بنابراین می توان پاره آجر پرتاب کنیم .یا مادر که قول داده بود اگر آن ها  بچه ها ی خوبی باشند ،دیگر آنها را با خط کش کتک نزند،در این صورت آنها را با کمربند تنبیه خواهد کرد.

گروه فلسفه ومنطق شهرستان چناران

سال تحصیلی 91-90


 
comment نظرات ()